تبليغاتX
رخشید

رخشید

 

با سلام خدمت کلیه دوستان گرامی ، متاسفانه بعد از فیلتر شدن وبلاگ قبلی (زنی دیگر) توسط بعضی اکانتها، به توصیه بعضی خوانندگان محترم اسمی عادی انتخاب کردم که نشانه هیچ چیزی نباشد و همچنین در وب رخشید سعی کردم بسیار کم در مورد مسائل سیاسی مطلبی داشته باشم و حتی بروزرسانی ستون وقایع اتفافیه را هم متوقف کردم ولی متاسفانه از طریق بعضی دوستان گرامی متوجه شدم که مجددا از طریق بعضی اکانتها فیلتر شدم لذا تصمیم گرفتم زودتر به آدرس رخشید 1 اسباب کشی کنم.

پس در وبلاگ جدید می بینمتون.

محبوبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:34  توسط محبوبه مشرقی  | 

این مطلب را عینا از وبلاگ آسمانی غرق ستاره (دوست گرامی رز) منتقل کردم بلکه کمترین کاری که از عهده ام بر می آید را انجام داده باشم.

خبرنامه امیرکبیر : بنابر گزارشهای رسیده از زندان اوین، در حالیکه دانشجویان پلی تکنیک تحت شديدترين فشارها و شکنجه های جسمی و روحی و در سلول های انفرادی زندانی شده اند، همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند.
بنابر این گزارش، دانشجویان پلی تکنیک با شعارهای “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر استبداد” همدیگر را به مقاومت در برابر فشارهای وارده تشویق می کنند و هنگامیکه یکی از دانشجویان از شروع به شعار دادن می کند، دیگر دانشجویان نیز با وی همراهی کرده و شعارها را فریاد می زنند. این اتفاق از صبح امروز بارها در زندان اوین تکرار شده و تیم شکنجه گر در زندان اوین را به شدت عصبانی کرده است. این در حالی است که طی هفته های گذشته، بازجویان اوین با نگهداری دانشجویان در سلولهای انفرادی، از ارتباط این دانشجویان با یکدیگر جلوگیری کرده اند.
لازم به یادآوری است که تیم بازجویی از طرف حداد، معاون امنيتي سعيد مرتضوي، در تلاش است که با انواع شکنجه های قرون وسطایی و به هر نحو ممکن از دانشجویان اعتراف گرفته تا بتوانند در مهلت مقرر از سوي حداد پروژه ننگین خود را به پایان برسانند.

 تعداد دانشجويان دربند پلي تكنيك به‌9 تن رسيد كه 8 تن از آنها در طي يكماه گذشته بازداشت شده اند، احمد قصابان، مقداد خليل پور، پويان محموديان، مجيد توكلي، مجيد شيخ پور، احسان منصوري، عباس حكيم زاده و علي صابري كه همگي از فعالين نشرياتي و انجمن اسلامي بوده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 7:49  توسط محبوبه مشرقی  | 

شروط ضمن عقد ( 6)

تقسیم دارایی های مشترک

 

تا اینجا بعضی حقوق معنوی زنان که در اثر ازدواج مورد تبعیض واقع می گردند بررسی شد ضمن اینکه به عنوان راه حل و حتی حرکتی قانونی و در عین حال اعتراضی،  شروط ضمن عقد پیشنهاد گردید ولی امروز سراغ مادیات می روم و به وضعیت دارایی های حاصله زن و مرد بعد از ازدواج  می پردازم ناگفته پیداست که زن و مرد که زندگی مشترک را آغاز می کنند به طور منطقی می بایست با هم حرکت کنند و زندگی را بسازند و در صورت جدایی به هر دلیلی آنچه به دست آورده اند را می بایست تقسیم کنند ولی متاسفانه در ایران به دلیل ضعف قانون باز هم مشکلات زیادی به وجود آمده است از آنطرف قانون مهریه که واقعا راه را برای بسیاری از اصلاحات بسته است و توجیهی برای بسیاری  تبعیضات علیه زنان شده و از اینطرف فرهنگ غالب در جامعه که معمولا اموال به نام مرد است و همچنین کلی بودن قانون در ارتباط با تقسیم دارایی ها بعد از جدایی باعث شده است که در این مورد هم شاهد نابرابری حقوق باشیم. ضمن اینکه ضعف قانون و فرهنگ غالب در این خصوص چالشهای زیادی در زندگی زوجین جدید در ارتباط با به نام کردن اموال به وجود آورده است که خدشه های زیادی را به بنیان عاطفی زن و مرد وارد می کند. 

معمولا در تمام کشورهی دنیا بعد از طلاق اموالی که در حین زندگی مشترک به دست آمده است طبق قانون بین زوجین تقسیم می گردد ولی متاسفانه در ایران باز قضیه بسیار پیچیده است تقسیم دارایی ها که جزو بندهای دوازده گانه خود عقدنامه است منوط به عدم درخواست زن براي جدايي و يا تخلف نكردن زن از وظايف زناشويي خود و نداشتن رفتار و اخلاق ناشايست است كه اثبات آنها به عهده دادگاه است و بسيار سخت است و عملا غیر اجرایی.

لذا توصیه می شود بند زیر نیز به شروط ضمن عقد اضافه گردد:

دارايي به دست آمده توسط هر يک از زوجين پس از ازدواج اعم از منقول و غیر منقول به منزله دارايي مشترک محسوب و در هنگام طلاق چه به درخواست زن و چه به درخواست مرد باشد ، نصف خواهد شد.

در بعضی منابع دیدم که جمله "زوج متعهد می شود هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید. " به عقدنامه اضافه گردد که بالشخصه با آن موافق نیستم چرا که متاسفانه همانطور که قبلا هم به آن پرداخته شد عده ای زنان شاغل فکر می کنند نفقه به عهده مرد است و هر چه کار می کنند مال خودشان است و می توانند برای خودشان طلا و ماشین و خانه بخرند و موقع جدایی اموال خودش برای خودش باشد و اموال مرد نصف گردد نه این نه تنها منصفانه نیست بلکه تفکر برابری خواهانه جنبش زنان را نیز زیر سوال می برد همانطور که قبلا هم اشاره شد مهمترین مسئله در جلو راندن جنبش زنان اینست که تفکراتمان را مدرن کنیم نه اینکه آن قسمت از قانون که به نفعمان است را بپذیریم و از آن طرف انتظار اصلاح قوانین تبعیض آمیز را داشته باشیم.

درست این است که همه دارایی ها و درآمدهای زن و مرد نصف شود و مساله نفقه هم از حالت رایج خارج می شود و زن و مرد هرچه دارند را با هم خرج می کنند در غیر این صورت بی عدالتی است. 

ضمنا نکته قابل عرض دیگر این که من جز موضوع وکالت بلاعزل طلاق که برای آخرین بحث گذاشتم شرط قابل اجرای دیگری را ندیدم و بعد از مطلب آینده که به وکالت طلاق پرداخته خواهد شد کلیه شروط را جمع بندی می کنم و همچنین مشکلات احتمالی از طرف خانواده ها و سردفتر ها رو و راه های پیشنهادی رو مطرح خواهم کرد. فقط یک شرط ضروری دیگر هم به ذهنم رسید که در موردش نتوانستم هیچ اطلاعات مستندی پیدا کنم و آن هم اینست که انتخاب زمان بچه دار شدن با طرفین باشد که فکر می کنم با توجه به فرهنگ غالب در ایران در زمینه بچه دارشدن زوجین و همچنین ضرورت تمکین قانونی زن از مرد درصورت اراده ایشان بر پدر شدن و مشکلات ناشی از بچه دارشدن در صورت عدم آمادگی روحی و روانی زن توصیه می کنم این شرط هم به عقدنامه اضافه گردد که  اگر دوستان می دانند این شرط آیا قابلیت اجرایی دارد یا نه لطفا مرا راهنمایی کنند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 7:27  توسط محبوبه مشرقی  | 

آنچه در زیر می آید بخش اول مطلبی است ارسالی از دوستی نادیده  که با توجه به درخواست ایشان  عینا و بدون کوچکترین دخل و تصرفی در وبلاگ قرار داده شده است . بدیهی است آنچه بیان شده است صرفا دیدگاه نویسنده آن است و قرار دادن این مطلب در وبلاگ به هیچ عنوان به معنای موافقت با آن نیست .

محبوبه مشرقی

............................................................................

« سرکار خانم محبوبه مشرقی

با سلام

از آنجایی که اینجانب به صورتی کاملا تصادفی با وبلاگ شما و خوانندگان فهیم آن آشنا شده و متوجه شدم که بیشتر خوانندگان مطالب دلنشین شما افرادی با تحصیلات عالیه و صاحب نظر می باشند تصمیم گرفتم مطلبی را که مدتی است به رشته تحریر درآورده ام برای شما ارسال کنم تا چنانچه صلاح بدانید در وبلاگ خود قرار دهید . انشاء الله که حضرتعالی و خوانندگان وبلاگ وزین شما با انتقادات شایسته خود اینجانب را راهنمایی خواهند نمود .

بدیهی است هر گونه ضعف و یا خطا در این نوشته مشخصا متوجه اینجانب بوده و مسئولیت آن را خواهم پذیرفت »

با تقدیم احترام

آرمان عدالتخواه

..............................................................................

روز سوم خرداد سال 86 است . در جمعی سه چهار نفره هستم . بر روی میز پذیرایی همه چیز هست . از چایی گرفته تا انواع تنقلات و البته صفحات در هم و بر هم روزنامه های شرق و هم میهن . از هر دری مشغول به صحبت هستیم و من گاهگاهی نگاهی هم به روزنامه ها می اندازم . تلویزیون روشن است . کمتر کسی به آن توجه دارد . به گمانم بیشتر از روی عادت روشن شده باشد تا بواسطه نیاز . شلوغی اتاق را اما ؛ ناگهان صدای سرودی که از تلویزیون پخش می شود به سکوتی محض تبدیل می کند .

«ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته ؛ خون یاران پر ثمر گشته ...

مرگ صدا و تولد سکوت در اتاق موج می زند . اما این سکوت خیلی زود جای خود را به صدا می دهد . خانم ( ف ) می گوید : « اه . بازم اینا . قصد تموم کردنش رو ندارن . تا کی می خوان هر ساله این چیزا رو یاد ما بیارن ؟ »

همسرش که فردی موفق در عرصه اقتصاد است با خنده حرف خانمش را تایید می کند و می گوید : « جوونهای مردم را گوشت دم توپ کردن برای حفظ تاج و تخت خودشون . حالا هم می خوان با این چندتا شعر و سرود سر و ته قضیه رو هم بیارن و مردم رو خر کنن .»

من البته می خواهم چیزی بگویم که قبل از من همسرم می گوید : « اینها همه اش نتیجه ایدئولوژی است . همین تاثیر ایدئولوژی است که باعث تحریک و تشویق جوونها شده و اونا رو راهی جبهه کرد و جونشون رو به خاطر یه مشت افراد قدرت طلب از دست دادن . با این توجیه که دارن برای حق می جنگن و اگه کشته بشن شهیدن و در نهایت هم به بهشت می رن »

حضار بهت زده به او نگاه می کنند .  حتم دارم خیلی هایشان معنی ایدئولوژی را نمی دانند . این را از چهره و همچنین چشمان گرد شده شان می شود فهمید . همسر من هم که انگار فهمیده که مهمانان چیزی دستگیرشان نشده در توضیح حرفهای خود ادامه می دهد : « ایدئولوزی یک دستگاه فکری است که با تعریف دسته ای از آموزه ها  ، شرایط حال را آنچنان برای فرد توجیه می کند که آن را بهترین و یا بدترین ( آنگونه که ایدئولوژی بخواهد ) تلقی کند و یا  نظام فکری و اندیشه ای فرد را در راستای مطلوبات خود و یا اهداف مورد نظر خود آن چنان تحت تاثیر قرار می دهد که فرد برای رسیدن به آن حاضر است از همه چیز حتی جان خود نیز بگذرد »

انصافا این تعریف با تمام سادگی اش جنبه های مهمی از ایدئولوژی را بیان کرده . در همین زمان خانمی دیگر می گوید : « اینا رو ولش کن . حالا این ممد کیه ؟ » غمی بزرگ چون آوار بر سر من خراب می شود و بر جان من سنگینی می کند . احساس خفگی به من دست می دهد . اعتراف می کنم که به شدت عصبانی هم هستم . با اکراه می گویم : « منظورش شهید محمد جهان آراء فرمانده سپاه خرمشهره . کسی که با دست خالی و با کمک جوانانی از خود گذشته از خرمشهر دفاع کرد . » می خواه ادامه بدهم که کسی می گوید : « اونم یکی از این فریب خورده ها بود . تازه اگه الانم زنده بود از این تندروها صدبرابر بدتر بود . حالا یا داشت توی خیابون به خاطر بدحجابی به زنان و دخترا گیر می داد و یا دانشجوها و جوونا رو کتک می زد » .

من می گویم : « اشتباه نکنین . این افراد نسلی بودن که تاریخ دیگه هرگز کسی مثل اونا رو نمی بینه . کاری که  اونا کردن و  بدون کمترین امکانات از کشور دفاع کردن بی نظیره . کسایی که روز می جنگیدن و شب به جای استراحت از خوف خدا گریه می کردن و با اشک می خوابیدن . می تونستن بمونن و بهترین زندگی را داشته باشن . در کنار زن و بچه و خونواده . یا اینه توی درس و تجصیل و یا کار و اقتصاد پیشرفت کنن . اما ؛ رفتن و در دفاع از ما و کشور جونشون رو از دست دادن . اینا هر کدومشون دنیایی بودن . جهانی ناشناخته و پر رمز و راز ...»

به اینجا که رسیدم . دیدم که جمع حاضر و دوستان عزیز حوصله شنیدن این حرفها رو ندارند . یکی گفت : « با جسداینها کاسبی را انداختن » دیگری گفت : « اینا فیلمشونه . چرا بچه های خودشون جبهه نرفتن ؟ » کسی دیگه گفت : « هر گوشه این شهر یا کشور که می ری چند تا قبر رو علم کردن و به این بهونه با روح و روان مردم بازی می کنن » و در نهایت دوستی گفت کع « هنوزم بی خیال نشدن و هی دارن می گردن و از زیر خاک پیدا می کنن و تو شهر می گردونن و معرکه گیری می کنن . بابا اونا رفتن و درست یا غلط  و به خاطر هیچ یا پوچ کشته شدن . دیگه این نمایش و معرکه گیری چیه که راه انداختین ؟ »

درست است که پس از چند دقیقه دوباره این بحث به فراموشی سپرده شد اما من بدجور به فکر فرو رفتم . با خودم گفتم مگر این افراد به خاطر مردم و وطن شهید نشده اند ؟ پس چرا ما اینقدر نسبت یه آنها بی تفاوت شده ایم و این از خودگذشتگی را نادیده می گیریم ؟ اصلا آیا همه دنیا هم اینگونه است ؟ و مردم سایر کشورها هم با قهرمانان کشته شده در راه وطن اینطور رفتار می کنند ؟ مگر نه اینکه آرامگاه سربازان کشته شده در راه وطن و یا آرامگاه سربازان گمنام ، همیشه مورد احترام مردم سایر کشورهاست ؟ پس چرا ما نه تنها نسبت به آنان بی توجه هستیم که حتی بعضا از این سربازان وطن متنفر هم شده ایم و یا از آنها بدمان می آید . در حالی که می دانیم در کشورهای دیگر اینگونه نیست . مثلا همین ژاپن که سربازانش در جنگ چهانی دوم آن فجایع را به وجود آوردند و به هیچ گونه اخلاقیاتی پایبند نبودند و هر شهری را که اشغال می کردند اول از همه به زنان تجاوز می کردند چگونه با کشته شدگان جنگ برخورد می کند ؟ مگر نه اینکه نخست وزیر این کشور علیرغم مخالفت های گسترده هر از گاهی چند به زیارت معبد این سربازان می رود و همه اعتراض ها و حرف و حدیث ها را به جان می خرد ؟ پس چرا ما که شهدایمان انصافا مظهر و اسوه کمال اخلاقی و انسانی بودند با آنان این گونه برخورد می کنیم ؟ قبول دارم تمامی کسانی که در راه وطنشان کشته می شوند قابل تقدیر و احترامند و ایرانی و آمریکایی و اروپایی و ژاپنی بودنشان مهم نیست ولی به هر حال واقعیتی است که شهدای ما بسیاری از کمالات اخلاقی را در منتهی درجه خود دارا بودند پس چرا ما چشممان را بر روی این واقعیت می بندیم ؟

این سوالات بود که باعث شد من پس از  تفکر بسیار به نتایجی برسم و  تصمیم بگیرم که نتایج خود را با دیگر دوستان هم در میان بگذارم . باشد که از این رهگذر و در سایه تبادل آراء و نیز نقد آنان به نتایجی برسیم که آنگونه که شایسته است موضوع مورد حلاجی قرار بگیرد .  در مطلب آتی ادامه این بحث بیان خواهد شد ....

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 13:42  توسط محبوبه مشرقی  | 

شروط ضمن عقد 5

حق مسکن

 

ابتدا از خدمت همه دوستانم که البته ظاهرا فامیل هم هستیم !!!!!! بابت تاخیر عذر خواهی می کنم واقعیت امر اینست که در این مطلب چرایی گذاردن شرط حق مسکن و  همچنین نوع نگارش آن آمده است ولی شخص خودم را راضی نمی کرد که یک قانون تبعیض آمیز را تبدیل به یک شرط تبعیض آمیز کنیم چرا که ما هدفمان از گذاردن شروط رفع تبعیض است و بررسی بیشتری انجام دادم تا ببینم می شود از لفظ طرفین استفاده کرد که متاسفانه نمی شد و بالاخره آنچه نتیجه بررسیهای حقیر است در ذیل آمده است:

در اثنای شرط تحصیل و اشتغال موارد حقوقی دیگری مطرح می شود و آن اینست که بعضی از شروط مکمل یکدیگرند به عبارتی نمی شود حق کار و تحصیل را خواست ولی تعیین محل سکونت مهم نباشد. پس شرط دیگری با عنوان حق مسکن مطرح می شود که بر اساس آن حق تعیین محل سکونت به زن داده می شود.

به موجب ماده 1114 قانون مدنی  « زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين مي كند، سكني نمايد مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد.» به عبارتی چنانچه شما حق تحصیل را گرفته باشید ولی حق مسکن نداشته باشید و مجبور باشید برای مدتی جهت ادامه تحصیل در شهر دیگری باشید همسرتان می تواند با استناد به ماده 1114 شمار رو ملزم به زندگی در محلی که خودش تعیین کرده می کند و متاسفانه راه مقابله هم ندارد.

واقعیت امر نتوانستم بفهم چرا نمی شود حق تعیین مسکن به عهده طرفین باشد ما خودمون حق مسکن به عهده طرفین باشد را امضا کردیم ولی بر اساس مطالعات انجام شده توسط حقیر این جمله هیچ ضمانت اجرایی ندارد و باید حق تعیین اقامتگاه یا با مرد باشد یا با زن خب به هر حال این هم از عجایب کشور ماست .

در حالت عادی انتخاب محل سکونت به لحاظ قانونی با مرد هست ولی اگر قرار باشد در شروط ضمن عقد آورده شود باید ذکر شود که حق تعیین اقامتگاه با زن است به عبارتی از مرد به زن واگذار می شود که در هر صورت تبعیض آمیز است و خودم باالشخصه نمیتوانم این شرط را منصفانه بدانم ولی از طرفی بودن این حق هم با مرد منصفانه نیست ضمن اینکه به لحاظ حقوقی حق مسکن مکمل  حق تحصیل و حق اشتغال می باشد از طرفی دوستان عزیزم چنانچه به قوانین تبعیض آمیز اعتقاد دارید می توانید این شروط را به دیده نوعی حرکت اعتراض آمیز به قوانین تبعیض آمیز نگاه کنید چرا كه بدون گذاشتن اين شرط هم قانون مربوط به تعيين اقامتگاه تبعيض آميز است و حالا زن و مرد توافق مي كنند جور ديگري مشكلشان را حل كنند. يادتان نرود كه اين شرط يك قانون نيست. يك شرط است كه با توافق دو طرف تعيين مي‌شود.يعني زن و مرد به اين نتيجه مي رسند كه با دادن اين حق به زن كمي از بار تبعيضاتي كه با ازدواج به زن تحميل مي‌شود كم مي شود و پاي اين شرط را امضا مي كنند. نكته مهم ديگر هم بر طبق قوانين ما زن مجبور به تمكين از مرد است و هيچ شرطي هم نمي‌شود برايش گذاشت چون مي گويند بر خلاف مقتضاي عقد است، پس حق انتخاب اقامتگاه از طرف زن فقط كمي شرايط را برابر مي كند.

 ضمن اینکه در اثنای بحث تحصیل مطلب دیگری هم وجود دارد و آن هم رفتن به خارج از کشور است که مطابق قانون گذرنامه، زنان متاهل فقط با اجازه کتبی همسر خود می توانند از کشور خارج شوند. با توجه به این که این مساله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می کند، عبارت زیر به منزله شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می شود:

شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور

زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

ضمنا دوستان گلم ما ( من و همسرم ) فردا یا پس فردا به یک مسافرت چند روزه به تبریز می رویم امیدوارم بهمون خوش بگذره و به شما هم همینطور ضمنا دلم براتون تنگ میشه ولی فکر نکنم بتونم بهتون سر بزنم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 18:36  توسط محبوبه مشرقی  | 

شروط ضمن عقد 4

حق ادامه تحصیل 

در ارتباط با اشتغال زنان و موانع و محودیت های پیش روی آنان توضیحات مختصری داده شد و اما می رویم  سراغ ادامه شروط ضمن عقد شرط اشتغال و نحوه نوشتن آن توضیح داده شد امروز به شرط تحصیل می پردازیم:

 شرط تحصیل

اگر چه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است و نمی توان از تحصیل افراد جلوگیری کرد و با توجه به اینکه واقعا نگرش خانواده ها نسبت به تحصیل زنان بسیار بهتر شده است ولی خب همچنان ریاست خانواده مرد است،  لذا برای پرهیز از مشکلات احتمالی در این زمینه، عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می شود:

زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد.

متاسفانه موارد زیادی وجود دارد که پسران قبل از ازدواج در مرحله خواستگاری با تحصیل همسر آینده مشکلی ندارند ولی بعد از ازدواج و در مرحله عمل بنا به دلایل مختلف مانع ادامه تحصیل همسرشان می شوند البته این بدان معنا نیست که خدای نکرده آن دسته از آقایون که گفتم دروغ گفته اند نه مواجه شدن در شرایط و زندگی بعد از ازدواج خیلی متفاوت  با آنچه قبل از ازدواج در مورد آن فکر می کنیم است.

ممکن است مرد به لحاظ تفکری با تحصیل همسرش مخالف نباشد ولی در عمل و بعد از ازدواج حضور کمرنگ زنش در خانه و یا انجام ندادن آنچه از زنش انتظار دارد خصوصا در ایام امتحانات و یا تحصیل در شهری دور از محل سکونت و متاسفانه در مواردی دخالت خانواده با شیوه های غیرمستقیم و ایجاد نگرانی در پسر و یا در بعضی موارد ترس از عقب افتادن از زن و از این دست مسائل باعث شود که مرد در عمل برای همسرش جهت ادامه تحصیل مشکل ایجاد نماید گذشته از افرادی که به لحاظ تفکری و فرهنگی نیازی به ادامه تحصیل زن نمی بینند که البته مورد اول به لحاظ آماری بیشتر است .

برای مثال خانمی در خوابگاه را تصور کنید دانشجو بود که با همسری تحصیل کرده ازدواج کرده بودا که وضعیت تحصیل ایشان را به طور کامل می دانسته است و کلیه شرایط را پذیرفته بود این خانم وقتی به منزل می رفت همسر گرامیشان حتی یک لیوان آب را هم نشسته بودند و معمولا یک روز اول را که می رسید مشغول شستن و رفتن بود مشکل مطرح شد و طبق معمول پیشنهاد گفتگو دادیم ولی جواب آقا این بود که اینها وظیفه توست درست رو بخون ولی به وظایفت هم برس وگرنه ... پیش میامد مواردی که این خانم مجبور بود لباس چرک همسر را بیاورد خوابگاه و با امکانات خوابگاه آنها را بشوید در حالیکه در منزل همسرش فقط با فشار یک دگمه لباس شویی می توانست قائله را ختم کند به هر حال رفتیم وبرای مهمان شدن ایشان رایزنی کردیم ولی هر روز فشارهای همسر بیشتر می شد تا اینکه این خانم  طی یک پروسه طولانی و گذشتن از تمام حقوقش طلاق گرفت این نمونه کوچک را آوردم تا بگویم دوستان گلم فقط به خودتان و طرز تفکرتان نگاه نکنید. ممکن است شما بگویید خب حالا اگر این خانم این شرط را هم می گذاشت این اتفاقات نمیفتاد ؟ پاسخ من این است که پسری که در جامعه فعلی می آید و این شروط را امضا می کند یعنی اینکه تبعیضات قانونی را قبول دارد و غیر از پشتوانه کلامی به همسر آینده اش در عمل ثابت می کند که زن را به عنوان یک شهروند و انسان مساوی با مرد می داند و عملا زن می تواند با دلگرمی تمام زندگیش را شروع کند.     

البته این بدان معنی نیست که قرار باشد زن فقط درس بخواند و هیچ مسئولیتی قبول نکند و حتی بعضا توقع داشته باشه همسرش چون مرد است هزینه تحصیلش را هم پرداخت کند بدون اینکه ایشان در آینده نیاز به کار پیدا کنند یا نه ؟ نه وقتی از مرد توقع پنجاه پنجاه فکر کردن دارید باید در عمل نشان دهید نه یک پا این طرف و یک پا اونطرف بود ضمن این که قبلا هم اشاره کرده بودم مرد هم می تواند در ازای امضا کردن شروط عقد ، مهریه و نفقه را به عهده نگیرد. ضمنا آقایون مطمئن باشند اگر خدای نکرده زنی قصد سوء استفاده از حسن نیت آنها داشته باشد دستشان کاملا باز است ولی امضای این شروط برای زن واقعا دلگرمی است.

از اونجاییکه می دانم مطالبم بسیار طولانی می شود این باربه توصیه دوستان سعی کردم هم یک مقدار کلام را ملایمتر و مصداقی تر کنم و از حالت خشک در بیاورم و هم ادمه بحث را در مطلب دیگری ارائه دهم.

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:48  توسط محبوبه مشرقی  | 

اشتغال زنان

در ادامه مطلب قبل به آیتم های دیگری در خصوص موانع پیش روی اشتغال زنان و حضور پررنگ آنها در اجتماع به صورت اجمالی پرداخته می شود:

۳-       اصول فقهی

همانطور که درمباحث قبلی دیدیم طبق فقه ولایت حق مرد است خود این اصل پیامدهای مختلفی را به لحاظ فکری و فرهنگی ایجاد می کند ضمن اینکه به خاطر قوانین فقهی زنان از یک سری مشاغل محرومند مثل قضاوت . ضمن اینکه زنان در ایران در پست های سیاسی نمی توانند رئیس جمهور شوند ضمن اینکه ولی فقیه هم نمی توانند باشند  که اصلاح همه قوانین در ایران باید مطابقت با موازین شرع داشته باشد باید منتظر ماند تا ببینیم مجتهدین جدید آیا تغییری در قوانین فقهی می دهند یا نه.

۴-            اقتصاد با محور نفت

در جوامع نفتي ، نظام بازتوزيع درآمد از بالا وجود دارد و دولت از طريق ارزش گذاري نيروي كار، تعيين حقوق و دستمزد و ... ثروتي را در جامعه بازتوزيع مي كند كه از طريق نفت بدست آمده است. اين ثروت اين امكان را بوجود مي آورد كه در ازاي كار يك نفر، زندگي چندين نفر تامين شود و اين موضوع درممالك غيرنفتي به ندرت اتفاق مي افتد.

۵-         تفکیک جنسیتی آموزش

تفکیک جنسیتی آموزشی

جنسیت، رفتارها، نقش ها، فعالیت ها، نگرش ها و مسئولیت منسوب به زن یا مرد در یک جامعه است و تفکیک جنسیتی سوالاتی از این دست را مطرح می کند: چه کسی، چه کاری می کند؟ چه کسی تصمیم گیری می کند؟  و کدام مربوط به زن و کدام مربوط به مرد است؟ در این راستا می توان گفت مدارس و سایر گروه های اجتماع هر یک تصوراتی کلیشه ای از رفتار مناسب هر جنس را به کودکان و نوجوانان می آموزند، نظام آموزش و پرورش، جداسازی جنسیتی در بازار کار را تقویت و پایداری می کند و دختران و پسران را برای مشاغلی متناسب و شناخته شده برای جنسیت آنها اماده می کند.

پسران بیشتر از دختران در محدوده ی خارج از خانه و در گروههای بزرگ دیده می شوند. فعالیت مردان در محیط خارج از خانه صورت می گیرد. اما فعالیت زنان در محدوده خانه است برحسب این الگوی انتشار از زن، زنان به سوی مشاغلی گرایش پیدا می کنند که به این الگو خدشه ای وارد نکند. شغلی که علاوه بر کسب درآمد، این امکان را فراهم آورد که بتوانند انتظار جامعه از زنان را به عنوان یک زن خانه دار خوب برآورده نمایند. در مقطع راهنمایی زمان ما ، کتاب های آموزش حرفه و فن در سالهای اول، دوم وسوم راهنمایی به دو شکل مختلف به دختران و پسران ارا ئه و تدریس می شود و تفاوت هایی در آموزش و مهارت ها برای دختران وجود دارد.در این کتاب ها بر مهارت های کلیشه ای زنان از قبیل خیاطی و بافتنی آشپزی و در نهایت کودک یاری تاکید شده است.در حالی که برای پسران دروسی جهت آموزش نکته هایی در زمینه ی مکانیک-اتوماتیک-نجاری و راه سازی ارا ئه می شد.

الگوی جنسیتی در کتب درسی و برنامه های آموزشی برداشت های سنتی را در اذهان تقویت می کند.این گونه الگوها که از کتب درسی و برنامه های آموزشی به ذهنیت دختر بچه ها راه می یابد باعث می شود تا این زنان آینده هم مثل گذشته نیروی خود را دست کم بگیرند و به سوی پذیرش کارهای کم مهارت- کم درآمد با وجهه های اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند.

سیاست های محدود کننده در انتخاب رشته ی تحصیلی و شغل برای دختران

دفترچه آزمون سراسری در سال 1376  دختران دیپلمه ریاضی را از ورود به بیست ونه رشته تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و دختران دیپلمه علوم انسانی را از ورود به ده رشته تحصیلی و دختران دیپلمه علوم تجربی را از ورود به هشت رشته تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی منع نموده است.بدیهی است محدودیت در انتخاب رشته ی تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی برای دختران محدودیت شغلی آنان را در آینده در پی خواهد داشت. البته ناگفته نماند هنوز در دانشگاه آزاد رشته های عمران و مکانیک و تعدادی دگر رشته فنی فقط مرد می پذیرند.

6- قوانین ناظر بر خانواده

ماده ی 1106  قانون مدنی فرمان می دهد: درعقد دائم نفقه ی زن به عهده ی شوهر است و ماده ی1107 قانون مدنی در تعریف نفقه از مسکن-البسه-غذا واثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه ی مرض یا نقصان اعضا نام می برد.ماده ی 1199  قانون مدنی تاکید می ورزد که نفقه ی اولاد بر عهده  پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است.ماده ی 1117 قانون مدنی دستور می دهد:شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.

بنابراین طبق قانون شوهر می تواند تحت هر عنوان عامل تعیین کننده ای برای ادامه ی اشتغال یا قطع اشتغال زن به شمار آید.

7- وجود تبعیض در ساختار اشتغال ایران و نحوه ی گزینش نیروی کار

رفتار تبعیض آمیز در بازار کار هنگامی شکل می گیرد که در زمان انتخاب از بین افراد برای مثلا استخدام به مشخصاتی توجه شود که ارتباطی با کارآیی افراد ندارد(مثل مشخصات نژادی و جنس).علت این که چرا زن ها برای بعضی از مشاغل نامناسب شناخته می شوند بنا بر طبیعت آن مشاغل متفاوت است و سه دلیل به چشم می خورد:

الف)قدرت جسمی: مهم ترین علت عدم تمایل کارفرما به استخدام نیروی انسانی در بازرگانی و تولیدات صنعتی بخش خصوصی این است که معتقدند زنان فاقد قدرت جسمی لازم هستند.

ب)ناتوانی در نظارت و سرپرستی: یکی از دلایل این باور این است که مردان سرپرستی زن ها را نمی پذیرند و ریشه ی این مشکل با ساختار جنسیتی جامعه از جمله تقسیم کار بین زن و مرد با سلسله مراتب روابط بین زن و مرد ارتباط دارد و همانطور که خط سنتی قدرت از شوهر به زن است از این رو نظارت و سرپرستی برای مرد آسان تر است.

ج)مشاغل زیر نفوذ مردها : کار فرمایان میل ندارند برای مشاغلی که فعلا در اختیار مردهاست نیروی انسانی زن استخدام کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:40  توسط محبوبه مشرقی  | 

اشتغال زنان

در مطلب قبلی در ارتباط با تبعیض جنسیتی قوانین بعد از ازدواج در ارتباط با اشتغال زنان صحبت شد و پیشنهاد شرط ضمن عقد  در آن خصوص لیکن طبق آمار سال 1375، زنان 11درصد نيروي كار كشور را تشكيل مي دهند كه بر اساس برآوردهاي موجود در سال 85 ،اين ميزان به كمتر از 15درصد مي رسد. اين در حالي است كه در بسياري از كشورهايي كه از لحاظ توسعه يافتگي در سطح كشور ما هستند و از لحاظ اجتماعي در موقعيت هاي مشابه با ما قرار دارند ،ميزان اشتغال زنان بالاتر است بطوريكه در تركيه 25درصد و در كره جنوبي 40درصد بازار كار در دست زنان است لذا گذشته از بحث ازدواج نیروهای بازدارنده زیادی در اشتغال و حضور زنان در اجتماع وجود دارند که آنها را به 7 دسته کلی تقسیم کردم و به طور اجمالی به هر کدام از آنها پرداخته شده است . البته به علت طولانی شدن مطالب را در دو پست ارائه می کنم.

1-      باورهای مذهبی

حضور زنان براي انجام فعاليت اقتصادي در فضاهاي عمومي و بيرون از خانواده، مورد تائيد باورهاي اجتماعي و ديني جامعه نيست. درسرزمینهای اسلامي، اين نظريه كه درتقسيم كار سنتي، مرد نان آور است و زن، وظايف خانه را برعهده دارد، تحكيم مي شود.

2-    بعد فرهنگی و خانوادگی و طبقه اجتماعی که خود قسم های زیر را شامل می شود:

الف - میزان تحصیلات و طبقه اجتماعی

اشتغال زنان در ايران با ميزان سواد و سطح تحصيلات آنان ارتباط تنگاتنگي دارد. آمارها نشان مي دهد که ميزان اشتغال در زناني كه تحصيلات عالي دارند، 4 برابر زنان داراي تحصيلات متوسطه و 13برابر زناني است كه بي سواد هستند.

 ضمن اینکه طبق بررسیهای انجام شده اگر شغل مرد را در خانوارهايي كه مرد، سرپرست خانوار است معياري براي طبقه بندي اجتماعي در نظر بگيريم و اگر جامعه را به سطوح اصلي طبقه بندي كنيم، اشتغال زنان در طبقه متوسط نوين كه شغل مردان عمدتا مشاغل تخصصي و كارمندي است، 5 برابر خانوارهايي است كه سرپرست شان كارگر هستند. اين شاخص بسيار مهم نشان دهنده اين است كه نه تنها بازار كار در اختيار زنان طبقه متوسط است بلكه از لحاظ خانوادگي و در حوزه خصوصي هم محدوديت هاي زنان طبقات پايين شديدتر است. متاسفانه به برکت نمایندگان زن در مجلس هفتم طرح سهمیه بندی دانشگاه هم مطرح شد.

ب - زنانه و مردانه بودن مشاغل

طبق فرهنگ ما مشاغل دسته بندی شدند و در اینجا برای توضیح بیشتر از آمار استفاده می کنم.در سال 75، 64درصد زنان در ادارات دولتي اشتغال بكار داشته اند در حالي كه فقط يك سوم مردان در بخش هاي دولتي شاغلند آن هم بيشتر در بخش هايي كه زنان براي زنان ارائه خدمات مي كنند. مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، و بخش ديگري هم كاركنان بخش هاي اداري دولت هستند از قبيل بانك ها و ساير ادارات دولتي. نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه شغل 53 درصد زنان در رديف مشاغل علمي،تخصصي و كار مندي قرار مي گيرد؛ يعني سطح زناني كه درمشاغل توليدي ،كارگري ،صنعتي و ....هستند،در جامعه ما پايين است. فقط يك درصد نيروي كار در بخش ساختمان، در عمده فروشي، 4/1درصد و در خرده فروشي، 2درصد به زنان اختصاص دارد اين در حالي است كه زنان در اكثر كشورهاي دنيا، نيروي اصلي بخش فروش هستند(نيروي كار كليه واحدهاي پذيرايي، مغازه ها، پاساژها، انواع فروشگاه هاي بزرگ زنجيره اي تا مغازه هاي كوچك رادر اكثر كشورهاي دنيا زنان تشكيل مي دهند و اساسا در دنيا تجارت يك فعاليت زنانه است). از سوي ديگر در بسياري از كشورها، رانندگان تاكسي تا رانندگان اتوبوس، قطار، مترو و .....زن هستند و حتي دختران و زنان جوان در مشاغل سنگين از لحاظ فيزيكي زنان و دختران جوان نقش دارند، فقط يك درصد زنان ايران در بخش حمل و نقل مشغول به كار هستند. در بخش صنعت هم اگر قالي بافي و پارچه بافي كه حرفه اي نسبتا زنانه محسوب مي شود را در نظر نگيريم، حضور و اشتغال زنان در صنايع جديد بسيار كم است و فقط 61هزارشغل از 905هزار شغل دركارگاههاي صنعتي با 10كارگر و بيشتر و كارگاههاي بزرگ و پيچيده ،به زنان اختصاص دارد؛ يعني كمتر از 7درصد .موضوع مهم ديگر بحث دسترسي زنان به سرمايه است. در ايران حدود 500هزار نفر كارفرما و سرمايه گذار در بخش هاي اقتصادي كشور وجود دارد كه فقط 3درصد اين آمار به زنان اختصاص دارد.

 در توضيح اين آمار باید گفت: آن چه مانع حضور زنان در حوزه هاي تجارت،حمل و نقل ،ساختمان و ....مي شود فضاي كاراست و نه پيچيدگي كار. به عبارتي ديگر پيچيدگي شغل باعث كاهش حضور زنان در اين مشاغل نمي شود بلكه فضاي كار مردانه وحضور در عرصه عمومي است كه باعث محروميت زنان از اين مشاغل مي شود.

ج - تفاوت و تبعیض در فرایند اجتماعی شد زن و مرد در جامعه

کودک نوزاد پس از تولد موجودی بیولوژیکی است که رفتارهای اکتسابی نقش های اجتماعی را هنوز کسب نکرده است. در اینجا باید به تفاوتی که میان جنس و جنسیت گذاشته می شود توجه کرد.اصل مهمی که امروزه مطرح است نه تفاوت های جنسی میان زن و مرد بلکه رفتارهای جنسیتی مربوط به زن و مرد است.

در تفاوت بیولوژیکی زن و مرد شک و تردیدی وجود ندارد و در مورد آن اختلاف نظری نیست اختلاف نظر از اینجا شروع می شود که گروهی ادعا می کنند همان گونه که بین مرد و زن تفاوت هایی بدنی وجود دارد در رفتارها- نگرش ها و احساسات آن ها نیز تفاوت است و معتقد به صفاتی مانند عاطفی بودن-لطافت- علاقمندی به رسیدگی و مراقبت از دیگران و...از ویژگی های مرد است.در واقع همه ی ما از سنین کودکی و قبل از آن که معنی پسر بودن یا دختر بودن را بفهمیم شروع به یادگیری نقش هایمان می کنیم.همواره مردها از دوران کودکی برای مشاغل بیرونی با دیدی عینیت گرا و واقع بینانه تربیت میشوند.در حالی که زن ها برای فعالیت های خانگی که به میزان زیاد در انزوای اجتماعی است با دیدی ذهنیت گرا تربیت می شوند.

د- حاکمیت تفکر سنتی مرد سالاری در جامعه

این باور که مردها تامین کننده ی اصلی و غالبا منحصر به فرد معیشت اقتصادی خانواده ی خود هستند در جامعه ی ما گسترده است.در این تعبیر زن ها به عنوان افرادی شناخته می شوند که از نظر اقتصادی وابسته هستند و برای مراقبت از خانواده و کودکان در خانه می مانند یا برای تامین مخارج اضافی زندگی و کسب درآمد بیش تر به کاری می پردازند. وقتی این باور که مرد تامین کننده است با بی کاری گسترده و ناکافی بودن فرصت های شغلی همراه می شود نتیجه ی حاصله تبعیض علیه زنان را توجیه می کند .

اگر تعداد مشاغل آن قدر کم باشد که نتوان به همه ی متقاضیان کار پیشنهاد کرد پس اولویت داشتن شغل راباید به مردان داد که نان آور خانواده محسوب می شوند و نقش ثانویه ی زنان در بازار کار هم چنان ادامه می یابد.

تفکیک جنسیتی نقش دو گانه زنان در خانه و محل کار و پذیرش نقش زنان به عنوان مادر و همسر و عدم باور جامعه به توانایی زنان در اداره ی امور مشکل زنان در ارتباط با اشتغال از این جا شروع می شود که یک تقسیم کار نه چندان درست پیش آمده است.به این صورت که اداره  امور داخل خانه صرفا وظیفه ی زنان است.تصور عمومی و خانوادگی در مورد کار کردن زن این است که زنی که کار می کند خودش دوست دارد کار کند و ظاهرا روی درآمدی که او کسب می کند و اتفاقا موثر هم هست اصلا حساب نمی شود.به این ترتیب زنان شاغل عملا دو برابرشوهرانشان کار می کنند و از دو طرف تحت فشارند.این گونه فعالیت ها به میزان غیبت زن ها –نوع مشاغلی که زن ها برای آن مناسب شناخته می شوند و هم چنین توانایی آنها برای پذیرش اشتغال در بخش جدید تاثیر می گذارد.

ه -کاهش سن ازدواج

پس از انقلاب اسلامی ایران تغییرات مهمی در قوانین خانواده به وجود آمد.از جمله کاهش سن ازدواج دختران از شانزده سال به نه سال که سن بلوغ دختران محسوب می شد.این امر علاوه بر تاثیر منفی آن در آموزش دختران زمینه ی افزایش میزان باروری و تعداد فرزندان بیش تر را فراهم نمود و ایران با انفجار جمعیتی مواجه شد که یکی از پیامدهای آن عدم امکان دسترسی زنان به مشاغل درآمد زا بوده است .زیرا برای بسیاری از خانواده ها استفاده از خدمتکار و یا مربی کودک برای نگهداری فرزندان مقرون به صرفه نبوده و مادر تنها کسی بود که عهده دار نگهداری کودکان بوده است.

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 9:17  توسط محبوبه مشرقی  |