تبليغاتX
رخشید - برابری حقوق (12)

رخشید

اشتغال زنان

در مطلب قبلی در ارتباط با تبعیض جنسیتی قوانین بعد از ازدواج در ارتباط با اشتغال زنان صحبت شد و پیشنهاد شرط ضمن عقد  در آن خصوص لیکن طبق آمار سال 1375، زنان 11درصد نيروي كار كشور را تشكيل مي دهند كه بر اساس برآوردهاي موجود در سال 85 ،اين ميزان به كمتر از 15درصد مي رسد. اين در حالي است كه در بسياري از كشورهايي كه از لحاظ توسعه يافتگي در سطح كشور ما هستند و از لحاظ اجتماعي در موقعيت هاي مشابه با ما قرار دارند ،ميزان اشتغال زنان بالاتر است بطوريكه در تركيه 25درصد و در كره جنوبي 40درصد بازار كار در دست زنان است لذا گذشته از بحث ازدواج نیروهای بازدارنده زیادی در اشتغال و حضور زنان در اجتماع وجود دارند که آنها را به 7 دسته کلی تقسیم کردم و به طور اجمالی به هر کدام از آنها پرداخته شده است . البته به علت طولانی شدن مطالب را در دو پست ارائه می کنم.

1-      باورهای مذهبی

حضور زنان براي انجام فعاليت اقتصادي در فضاهاي عمومي و بيرون از خانواده، مورد تائيد باورهاي اجتماعي و ديني جامعه نيست. درسرزمینهای اسلامي، اين نظريه كه درتقسيم كار سنتي، مرد نان آور است و زن، وظايف خانه را برعهده دارد، تحكيم مي شود.

2-    بعد فرهنگی و خانوادگی و طبقه اجتماعی که خود قسم های زیر را شامل می شود:

الف - میزان تحصیلات و طبقه اجتماعی

اشتغال زنان در ايران با ميزان سواد و سطح تحصيلات آنان ارتباط تنگاتنگي دارد. آمارها نشان مي دهد که ميزان اشتغال در زناني كه تحصيلات عالي دارند، 4 برابر زنان داراي تحصيلات متوسطه و 13برابر زناني است كه بي سواد هستند.

 ضمن اینکه طبق بررسیهای انجام شده اگر شغل مرد را در خانوارهايي كه مرد، سرپرست خانوار است معياري براي طبقه بندي اجتماعي در نظر بگيريم و اگر جامعه را به سطوح اصلي طبقه بندي كنيم، اشتغال زنان در طبقه متوسط نوين كه شغل مردان عمدتا مشاغل تخصصي و كارمندي است، 5 برابر خانوارهايي است كه سرپرست شان كارگر هستند. اين شاخص بسيار مهم نشان دهنده اين است كه نه تنها بازار كار در اختيار زنان طبقه متوسط است بلكه از لحاظ خانوادگي و در حوزه خصوصي هم محدوديت هاي زنان طبقات پايين شديدتر است. متاسفانه به برکت نمایندگان زن در مجلس هفتم طرح سهمیه بندی دانشگاه هم مطرح شد.

ب - زنانه و مردانه بودن مشاغل

طبق فرهنگ ما مشاغل دسته بندی شدند و در اینجا برای توضیح بیشتر از آمار استفاده می کنم.در سال 75، 64درصد زنان در ادارات دولتي اشتغال بكار داشته اند در حالي كه فقط يك سوم مردان در بخش هاي دولتي شاغلند آن هم بيشتر در بخش هايي كه زنان براي زنان ارائه خدمات مي كنند. مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، و بخش ديگري هم كاركنان بخش هاي اداري دولت هستند از قبيل بانك ها و ساير ادارات دولتي. نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه شغل 53 درصد زنان در رديف مشاغل علمي،تخصصي و كار مندي قرار مي گيرد؛ يعني سطح زناني كه درمشاغل توليدي ،كارگري ،صنعتي و ....هستند،در جامعه ما پايين است. فقط يك درصد نيروي كار در بخش ساختمان، در عمده فروشي، 4/1درصد و در خرده فروشي، 2درصد به زنان اختصاص دارد اين در حالي است كه زنان در اكثر كشورهاي دنيا، نيروي اصلي بخش فروش هستند(نيروي كار كليه واحدهاي پذيرايي، مغازه ها، پاساژها، انواع فروشگاه هاي بزرگ زنجيره اي تا مغازه هاي كوچك رادر اكثر كشورهاي دنيا زنان تشكيل مي دهند و اساسا در دنيا تجارت يك فعاليت زنانه است). از سوي ديگر در بسياري از كشورها، رانندگان تاكسي تا رانندگان اتوبوس، قطار، مترو و .....زن هستند و حتي دختران و زنان جوان در مشاغل سنگين از لحاظ فيزيكي زنان و دختران جوان نقش دارند، فقط يك درصد زنان ايران در بخش حمل و نقل مشغول به كار هستند. در بخش صنعت هم اگر قالي بافي و پارچه بافي كه حرفه اي نسبتا زنانه محسوب مي شود را در نظر نگيريم، حضور و اشتغال زنان در صنايع جديد بسيار كم است و فقط 61هزارشغل از 905هزار شغل دركارگاههاي صنعتي با 10كارگر و بيشتر و كارگاههاي بزرگ و پيچيده ،به زنان اختصاص دارد؛ يعني كمتر از 7درصد .موضوع مهم ديگر بحث دسترسي زنان به سرمايه است. در ايران حدود 500هزار نفر كارفرما و سرمايه گذار در بخش هاي اقتصادي كشور وجود دارد كه فقط 3درصد اين آمار به زنان اختصاص دارد.

 در توضيح اين آمار باید گفت: آن چه مانع حضور زنان در حوزه هاي تجارت،حمل و نقل ،ساختمان و ....مي شود فضاي كاراست و نه پيچيدگي كار. به عبارتي ديگر پيچيدگي شغل باعث كاهش حضور زنان در اين مشاغل نمي شود بلكه فضاي كار مردانه وحضور در عرصه عمومي است كه باعث محروميت زنان از اين مشاغل مي شود.

ج - تفاوت و تبعیض در فرایند اجتماعی شد زن و مرد در جامعه

کودک نوزاد پس از تولد موجودی بیولوژیکی است که رفتارهای اکتسابی نقش های اجتماعی را هنوز کسب نکرده است. در اینجا باید به تفاوتی که میان جنس و جنسیت گذاشته می شود توجه کرد.اصل مهمی که امروزه مطرح است نه تفاوت های جنسی میان زن و مرد بلکه رفتارهای جنسیتی مربوط به زن و مرد است.

در تفاوت بیولوژیکی زن و مرد شک و تردیدی وجود ندارد و در مورد آن اختلاف نظری نیست اختلاف نظر از اینجا شروع می شود که گروهی ادعا می کنند همان گونه که بین مرد و زن تفاوت هایی بدنی وجود دارد در رفتارها- نگرش ها و احساسات آن ها نیز تفاوت است و معتقد به صفاتی مانند عاطفی بودن-لطافت- علاقمندی به رسیدگی و مراقبت از دیگران و...از ویژگی های مرد است.در واقع همه ی ما از سنین کودکی و قبل از آن که معنی پسر بودن یا دختر بودن را بفهمیم شروع به یادگیری نقش هایمان می کنیم.همواره مردها از دوران کودکی برای مشاغل بیرونی با دیدی عینیت گرا و واقع بینانه تربیت میشوند.در حالی که زن ها برای فعالیت های خانگی که به میزان زیاد در انزوای اجتماعی است با دیدی ذهنیت گرا تربیت می شوند.

د- حاکمیت تفکر سنتی مرد سالاری در جامعه

این باور که مردها تامین کننده ی اصلی و غالبا منحصر به فرد معیشت اقتصادی خانواده ی خود هستند در جامعه ی ما گسترده است.در این تعبیر زن ها به عنوان افرادی شناخته می شوند که از نظر اقتصادی وابسته هستند و برای مراقبت از خانواده و کودکان در خانه می مانند یا برای تامین مخارج اضافی زندگی و کسب درآمد بیش تر به کاری می پردازند. وقتی این باور که مرد تامین کننده است با بی کاری گسترده و ناکافی بودن فرصت های شغلی همراه می شود نتیجه ی حاصله تبعیض علیه زنان را توجیه می کند .

اگر تعداد مشاغل آن قدر کم باشد که نتوان به همه ی متقاضیان کار پیشنهاد کرد پس اولویت داشتن شغل راباید به مردان داد که نان آور خانواده محسوب می شوند و نقش ثانویه ی زنان در بازار کار هم چنان ادامه می یابد.

تفکیک جنسیتی نقش دو گانه زنان در خانه و محل کار و پذیرش نقش زنان به عنوان مادر و همسر و عدم باور جامعه به توانایی زنان در اداره ی امور مشکل زنان در ارتباط با اشتغال از این جا شروع می شود که یک تقسیم کار نه چندان درست پیش آمده است.به این صورت که اداره  امور داخل خانه صرفا وظیفه ی زنان است.تصور عمومی و خانوادگی در مورد کار کردن زن این است که زنی که کار می کند خودش دوست دارد کار کند و ظاهرا روی درآمدی که او کسب می کند و اتفاقا موثر هم هست اصلا حساب نمی شود.به این ترتیب زنان شاغل عملا دو برابرشوهرانشان کار می کنند و از دو طرف تحت فشارند.این گونه فعالیت ها به میزان غیبت زن ها –نوع مشاغلی که زن ها برای آن مناسب شناخته می شوند و هم چنین توانایی آنها برای پذیرش اشتغال در بخش جدید تاثیر می گذارد.

ه -کاهش سن ازدواج

پس از انقلاب اسلامی ایران تغییرات مهمی در قوانین خانواده به وجود آمد.از جمله کاهش سن ازدواج دختران از شانزده سال به نه سال که سن بلوغ دختران محسوب می شد.این امر علاوه بر تاثیر منفی آن در آموزش دختران زمینه ی افزایش میزان باروری و تعداد فرزندان بیش تر را فراهم نمود و ایران با انفجار جمعیتی مواجه شد که یکی از پیامدهای آن عدم امکان دسترسی زنان به مشاغل درآمد زا بوده است .زیرا برای بسیاری از خانواده ها استفاده از خدمتکار و یا مربی کودک برای نگهداری فرزندان مقرون به صرفه نبوده و مادر تنها کسی بود که عهده دار نگهداری کودکان بوده است.

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 9:17  توسط محبوبه مشرقی  |