تبليغاتX
رخشید - برابری حقوق (15)

رخشید

شروط ضمن عقد 5

حق مسکن

 

ابتدا از خدمت همه دوستانم که البته ظاهرا فامیل هم هستیم !!!!!! بابت تاخیر عذر خواهی می کنم واقعیت امر اینست که در این مطلب چرایی گذاردن شرط حق مسکن و  همچنین نوع نگارش آن آمده است ولی شخص خودم را راضی نمی کرد که یک قانون تبعیض آمیز را تبدیل به یک شرط تبعیض آمیز کنیم چرا که ما هدفمان از گذاردن شروط رفع تبعیض است و بررسی بیشتری انجام دادم تا ببینم می شود از لفظ طرفین استفاده کرد که متاسفانه نمی شد و بالاخره آنچه نتیجه بررسیهای حقیر است در ذیل آمده است:

در اثنای شرط تحصیل و اشتغال موارد حقوقی دیگری مطرح می شود و آن اینست که بعضی از شروط مکمل یکدیگرند به عبارتی نمی شود حق کار و تحصیل را خواست ولی تعیین محل سکونت مهم نباشد. پس شرط دیگری با عنوان حق مسکن مطرح می شود که بر اساس آن حق تعیین محل سکونت به زن داده می شود.

به موجب ماده 1114 قانون مدنی  « زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين مي كند، سكني نمايد مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد.» به عبارتی چنانچه شما حق تحصیل را گرفته باشید ولی حق مسکن نداشته باشید و مجبور باشید برای مدتی جهت ادامه تحصیل در شهر دیگری باشید همسرتان می تواند با استناد به ماده 1114 شمار رو ملزم به زندگی در محلی که خودش تعیین کرده می کند و متاسفانه راه مقابله هم ندارد.

واقعیت امر نتوانستم بفهم چرا نمی شود حق تعیین مسکن به عهده طرفین باشد ما خودمون حق مسکن به عهده طرفین باشد را امضا کردیم ولی بر اساس مطالعات انجام شده توسط حقیر این جمله هیچ ضمانت اجرایی ندارد و باید حق تعیین اقامتگاه یا با مرد باشد یا با زن خب به هر حال این هم از عجایب کشور ماست .

در حالت عادی انتخاب محل سکونت به لحاظ قانونی با مرد هست ولی اگر قرار باشد در شروط ضمن عقد آورده شود باید ذکر شود که حق تعیین اقامتگاه با زن است به عبارتی از مرد به زن واگذار می شود که در هر صورت تبعیض آمیز است و خودم باالشخصه نمیتوانم این شرط را منصفانه بدانم ولی از طرفی بودن این حق هم با مرد منصفانه نیست ضمن اینکه به لحاظ حقوقی حق مسکن مکمل  حق تحصیل و حق اشتغال می باشد از طرفی دوستان عزیزم چنانچه به قوانین تبعیض آمیز اعتقاد دارید می توانید این شروط را به دیده نوعی حرکت اعتراض آمیز به قوانین تبعیض آمیز نگاه کنید چرا كه بدون گذاشتن اين شرط هم قانون مربوط به تعيين اقامتگاه تبعيض آميز است و حالا زن و مرد توافق مي كنند جور ديگري مشكلشان را حل كنند. يادتان نرود كه اين شرط يك قانون نيست. يك شرط است كه با توافق دو طرف تعيين مي‌شود.يعني زن و مرد به اين نتيجه مي رسند كه با دادن اين حق به زن كمي از بار تبعيضاتي كه با ازدواج به زن تحميل مي‌شود كم مي شود و پاي اين شرط را امضا مي كنند. نكته مهم ديگر هم بر طبق قوانين ما زن مجبور به تمكين از مرد است و هيچ شرطي هم نمي‌شود برايش گذاشت چون مي گويند بر خلاف مقتضاي عقد است، پس حق انتخاب اقامتگاه از طرف زن فقط كمي شرايط را برابر مي كند.

 ضمن اینکه در اثنای بحث تحصیل مطلب دیگری هم وجود دارد و آن هم رفتن به خارج از کشور است که مطابق قانون گذرنامه، زنان متاهل فقط با اجازه کتبی همسر خود می توانند از کشور خارج شوند. با توجه به این که این مساله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می کند، عبارت زیر به منزله شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می شود:

شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور

زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

ضمنا دوستان گلم ما ( من و همسرم ) فردا یا پس فردا به یک مسافرت چند روزه به تبریز می رویم امیدوارم بهمون خوش بگذره و به شما هم همینطور ضمنا دلم براتون تنگ میشه ولی فکر نکنم بتونم بهتون سر بزنم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 18:36  توسط محبوبه مشرقی  |